محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
846
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
و قتيبه آن عهد نامه را مهر كرد و به غوزك داد . پس قتيبه به مرو باز آمد و نامه فرستاد به حجّاج به خبر فتح سمرقند ، و پنج يك آن غنيمت و خواسته بفرستاد . حجّاج جواب نامه كرد و گفت : خداى تعالى ترا آن داد از ظفر دشمنان و گشادن جهان كه هيچكس را نداد بيش از تو . * ( فَخُذْ ما آتَيْتُكَ وَكُنْ من الشَّاكِرِينَ . 7 : 144 ) * بگير آنچه خداى تعالى ترا داد و از شاكران باش اى قتيبه كه ترا اندر سختى و سستى حاجت بيش است اندر دين خداى تعالى از آنكه به نرمى و سستى . دست محكم اندر زن بدانچه خداى تعالى ترا بداده است اندر كار خراسان و ذو القرنين آن گاه كه به مغرب رسيد او را گفتند : * ( يا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِمَّا أَنْ تُعَذِّبَ وَإِمَّا أَنْ تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسْناً . 18 : 86 ) * ايشان را عذاب كنى يا نيكويى . خداى خواست كه او را بيازمايد اندر آنچه او را داد و او را راه نمود به طاعت و خشنودى خويش از قوّت خويش تا گفت : * ( أَمَّا من ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُه ثُمَّ يُرَدُّ إِلى رَبِّه فَيُعَذِّبُه عَذاباً نُكْراً . وَأَمَّا من آمَنَ وَعَمِلَ صالِحاً فَلَه جَزاءً الْحُسْنى . 18 : 87 - 88 ) * اما آنكه بيداد كند ما او را عذاب كنيم ، ديگر چون پيش خداى رود خداى او را عذابى كند سخت . و اما آنكه مؤمن بود و كردار نيك كند او را پاداش نيك بود و او را اندر آسانى داريم . و خداى عزّ و جلّ از وى خشنود بود و كردار نيكش . و قصهء وى بگفت اندر قرآن مر پيغمبر را عليه السّلام . تو اى قتيبه اندر اين انديشه كن كه به تو فرستادم از بد و نيك . و محمّد بن جرير ايدون گويد كه چون قتيبه به مرو بازگشت ، برادرش عبد الله بن مسلم را بر سمرقند خليفت كرد و او را با سپاهى آنجا بگذاشت ، و آلات حرب چندانكه بايست ، و عبد الله را وصيّت كرد كه هيچ كافر را اندر سمرقند مگذار الَّا كه مهرى از گل بر دست وى نهى . پس اگر گل خشك شود پيش از آنكه از شهر بيرون شود بفرماى تا بكشندش ، و هر كس را كه بينى سلاحى دارد هم اندر ساعت بكش . و به شب درهاى شهر ببند . و اگر كسى را از ايشان به شهر اندر بيابى بكش ، و از اين سياست كه گفتم مگذر . و هم بدين سال نود و سه موسى بن نصير ، طارق بن زياد را از شهر اندلس باز كرد و پسرش را عبد الله بن موسى به جاى او بفرستاد . و طارق پيش موسى بازآمد